سلام .

* احساس می‌کنم شبیه ایزی شدم تو گری ز آناتومی ! اون وختی که حالش بد بود و هی‌ مافین درس میکرد ! هی‌ مافین درس میکرد  ! هی‌ ... !

حالم خوب نیست و هی‌ دارم آشپزی می‌کنم . یه خروار بیسکویت درس کردم تا حالا . همه ش هم خورده شده البته ! هی‌ غذاهای جدید امتحان می‌کنم ... حالم خوب نیست و خودمو تو آشپزی گم می‌کنم !


** از بد حالی‌ م نمی‌‌نویسم . از بسسس که یه سری دخترای خوب اومدن  برام نوشتن که با خوندن وبلاگ من حال بدشون بهتر می‌شه ! از بسسسس که سمبل خوشبختی‌ شدم ، اونم یه آدمی‌ که یه سال و نیم - دو سال پیش خیییییییییییییلی بد بخت بود ! احساس گناه می‌‌کنم اگه از حال بدم بنویسم و اونا نا امید بشن ! از حال بدم نمی‌نویسم و فقط آشپزی می‌کنم !


*** جملاتی که در زیر میان ، همگی‌ گوینده شون من بودم و شنونده شون بلوندی . زمانشون هم از دو ماه پیش به این ور بوده :

- هییییییییییییییی !‌ای کاش پول داشتم یه چرخ خیاطی می‌خریدم . کلی‌ کارام جلو می‌‌افتاد .

- اینجا رو ببییییییییییییییییییین ! تواین این کاتالوگه یه چرخ خیاطی ارزون هسسسسسسست !

- راستی‌ این فروشگاهه یه چرخ سینگر گذشته حراج . از ۱۶۰ یورو شده ۱۰۰ یورو !

- سر این کیف کلی‌ وقت گذاشتم . آخه آسترشو با دست دوختم طول کشید . هییییییییییییی !‌ای کاش یه چرخ خیاطی دشتممممممم !

- ( تو سوپر مارکت ) بیا بریم قسمت چرخ خیاطی‌ها رو ببینیم ...


خوب ! دوستان عزیز ! باید بگم اگه فک می‌کنین که بلوندی فهمید که باید واسه کریسمس واسه من چرخ خیاطی کادو بگیره ، باید بگم هنوز بلوندی جان منو نشناختییییییییییییییییییییییییییییین !

نه خیر ! ایشون میخواستن برن واسه من یک عدد پالتو قرمز بخرن ( من خودم دو تا پالتو دارم ) ولی‌ من در یک حرکت متهورانه فمیدم و این قضیه رو در نطفه خفه کردم ! بخخخخخخدااااااا !

یعنی‌ گفتم : اون چیزی که من لازم دارم ، خییییییییییلی سنگینه !

یعنی‌ الان شما فک می‌کنین بلوندی فهمید ؟ واقعا که ! نه که نفهمید !

روز بعدش گفتم : بابا جووووووووووووون ! واسه من لباس نخریاااااااااااااااا ! من یه چیزی لازم دارم که به درد کارم می‌خوره !

خبببببببب ! در اینجا بلوندی به فکر فرو رفت شدیییییییییییید ! و در یک لحظه طلایی چشم هاش یه برقی زد و گفت : آهااا ! فههههههههههههههههمیدممممممممممممم ! تو چرخ خیاطی می‌‌خوااااااییییییییییییییی !! 

بله دوستان و یاران همراه ! این گونه بود که الان بلوندی ممکنه ( بله ! ممکنه ! شاید هم نه‌ ! ) که برای کریسمس برای من چرخ خیاطی بخره . 

:)



پی بعدن نوشت : این نوشته رو دو روز پیش تایپ کردم ولی پابلیش نکردم . دیروز رفتیم چرخ خیاطی رو خریدیم ! هوررررررررررررررررراااااااااااااا !


پی همین جوری نوشت : یه آمار بدین ببینم کیا بیسکوییتا رو درست کردن ؟

راستی ! من یه دفه با مارگارین درست کردم اصن خوب نشد ! یادتون باشه ! طعم بیسکوییتا رو فدای سلامتی و اینا نکنین ! بخخخخخخخخخخخدااااااااااااا !