از اون هفته تا این هفته
خعععععععععععععععلی گهه ! بخخخخخخخخخخدااااااااا !
الانم در حال الان الانش ، با هم خعلی خوبیم !! ولی واقعنی ش با هم خوب نیستیم اصن ! همه ش دعوا ، همه ش بحث ! :|
توضیح اضافه م ندارم ! همبنه که هس !
** شما حدود سی تا آدم بین سی تا چهل ساله رو در نظر بگیرین که خععععععععععلی آدمای با کلاس و وجیهی می باشند . بعدش ، این سی تا آدم خعلی قشنگ مثل سی تا آدم سی تا چهل ساله ی خوب با کلاس می شینن تو رستوران شام می خورن و گپ می زنن . بعدش ... شام که تموم می شه ... این سی تا آدم با کلاس میز شام رو ترک می کنن و به سمت زیر زمین لوکال که یه فضای بدون میز هست با چند تا نیمکت سرازیر می شن ... بعدش این سی تا آدم با کلاس ، یه دفه تبدیل می شن به سی تا آدم خز و خیل ! شوخی هم ندارن ! یکی دو نفر از این کلاهای برق برقی می ذارن سرشون . یکی شون یه گردنبند پر سرخابی می ندازه گردنش . یکی شون کلاه دلقک ، یکی شون عینک مسخره ...
خلاصه ی ماجرا این بود که : هر کی یه چیزی رو کادو کرده بود و آورده بود . لئو و لوچیا به هر کادو یه شماره اختصاص دادن و شماره های قرعه کشی رو ریختن توی یه دونه پوشک نی نی شون !! بعد هر کی می رفت یه دونه شماره از توی این پوشک در می آورد که اون ، شماره ی کادویی بود که بهش می دادن . من خودم یه جامدادی رو میزی خعععععععععععلی ضایع که روش دو تا از این قلبا که چش و دهن دارن بود برده بودم . چیزی هم که به اصطلاح برنده شدم ، یه شطرنج شیشه ای بود که خدایی چیز شیکی نبود ، ولی ضایه هم نبود ! تازه شم فرداش نشستم با بلوندی یه دست شطرنج زدیم ، مساوی هم شدیم !
ولی بقیه ی کادوها خعععععععلی ضایه بودن . ینی بیشترشون . از سردیس بودا که گچی بود ولی رنگش سرخابی متالیک بود بگیییییییر تا گوشواره هایی که عکس پاپ بندیکت روش چاپ شده بود !!
بعدش که همه ی کادوها تقسیم شد ، بین کادوها دو به دو رای گیری شد و به همین شکل به صورت حذفی رسیدیم به کادویی که فینال رو برد که همین گوشواره های پاپ بودن !
خععععععععععععلی شب خوبی بود . ینی می تونست باشه . چون من با این که کلللللللی خندیدم ، کللن شب برام کوفت زهرمار بود با اون کاری که بلوندی کرد !
:(
*** فینگر فود هم : با همون خمیر هزار لا توی قالب مافین درست کردم . ینی خمیر رو گرد گرد بریدم و انداختم تو قالب مافین . توش رو یه سری با سبزیجات و یه سری با گوشت پر کردم ، پنیر هلندی روش گذاشتم ، یه تیکه از خود خمیر روش گذاشتم ، کنجد پاشیدم و تو فر پختم . عااااااااااااااالی بودن !
یه سری هم یادتونه گفته بودم " کرپ قارچ و اسفناج " ؟ از همونا درست کردم . منتها کرپ ها رو نازک لوله کردم و به طول حدود پنج سانت بریدم ، روش پنیر پارمزان ریختم و حدود پنج دقیقه گذاشتم تو فر . اینا هم که معععععععععرکه بودن .
**** شب سال نومون خعلی معمولی بود . من که این قد خورده بودم که داشتم می ترکیدم ! واقعنی ها !
نوشتنی زیاد دارم . یه کم تمبلم مثه همیشه . ولی تند تند می نویسم . خدا رو شکر که تعطیلات تموم شد و بلوندی دوباره از دیروز می ره سر کار . خسته شدم از بسسسسس هی همه ش دو تتایی خونه بودیم !
آها ! دیروز اولین محصول چرخ خیاطی م اومد بیرون :) یه دونه کیف رو دوشی چل تیکه . خوشگل شده :)
همینا ! از خودتون مواظب باشین :دی !