یک سری حرف های دم دستی
* سلام ... یعنی : خب بله ! ببخشید ! ینی از همین چار تا دونه خواننده ی خیلی خیلی عزیز وبلاگم معذرت می خوام که منتظرم موندن . نمی دونین چه قدر برام هیجان داشت دیدن کامنتای آیدا و کفشدوزک . مرسی که مهم بود برگشتنم براتون !! ( ینی می خواین بگین تا حالا نفهمیدین من یه جورایی عقده ای ام ؟! )
** بله ! بنده اسیر لاست شدم و از کار و زندگی افتادم و الان تا حد زیادی احساس افسردگی ناشی از زیاد پای کامپیوتر بودن بهم دست داده ! ولی این لاست دیدن یه خوبی داشت و اونم این که بعد از مدت ها دوباره با انگلیسی سر و کله زدم و این شاید به یه دردی بخوره در آینده ی نزدیک که این امتحان لعنتی انگلیسی رو قبول شم بلکه !
*** خوابگاه جدیدم : اینجا خوابگاه نیست . یه مجموعه آپارتمانه که دانشگاه ما اجاره کرده واسه دانشجوها . ما الان یه آپارتمان با دو اتاق خواب و یه آشپزخونه و یه سرویس بهداشتی نسبتن بزرگ داریم . هر کی هر کی هم هست و نیگا نمی کنن ببینن کی می آد کی می ره . فقط بدی ش اینه که نظافت با خودمونه و اینا فقط ماهی یه بار می آن تمیز می کنن . ما چهار نفریم : من و یه ایرانی دیگه که خدا رو شکر به نظر دختر معقولی می آد و قبلن ندیده بودمش . و یه اسپانیایی که هم اتاقی منه و یه ایتالیایی که هم اتاقی اون یکی ایرانیه . خدایی ماشالا دخترای خوبین ! چون از یکشنبه ی هفته ی پیش هر دو تایی شون واسه تعطیلات گذاشتن رفتن خونه و ما رو تو این آپارتمان درندشت واسه سه هفته تنها گذاشتن و ....... حالی به حولی !!