ینی خودش خوب می دونس هم سن و سالاش واقعن فرشته ن :)
با یه عالم شوق و ذوق 3 تا انگشتر بچچه گونه انتخاب می کنه . کللی از مامانش باسه اینکه انگشترا رو براش خریده تشکر می کنه . کللی از من که انگشترا رو بهش فروختم تشکر می کنه ...
آخرشم یه کم سرشو انداخته پایین و با همون عالم شوق و ذوقی که داشت ، برگشته می گه : مررررررسی خاله ! خدا ایشالا بهت بچچه بده !
پ . ن : من دلم خواست بگیرم فشششششارش بدم بسس که دعاش اصن کلیشه نبود و از ته دل بود و بسسسس که تمام ذوق عالم تو صداش بود .
پ . ن 2 : کیو پیدا کنیم باسه این که خدا بهمون یه شوور بده اولش دعا کنه خب ؟ گنا داره دعای طفلی بچچه هه رو زمین بمونه باسه خاطر بی شووری من :))
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 23:30 توسط یک دختر متفاوت
|