از چالش های یک عدد روشن فکر مآب با یک عدد برادرزاده ی عاشق مرفه بی درد بودن !
- عمممممه ! فلانی دوستم ، این قدررررررررر پولداره که نگوووو !
- عمممممه ! دوستم بهمانی ، این قدر خوشششششگله که نگوووو !
دوستای کیم کیم هیش وخ جور دیگه ای به من معرفی نمی شن :/
** مشغول فستیول سن رمو دیدن و خمیازه کشیدنیم ! این داستان یک هفته ای ادامه خواهد داشت !
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 21:48 توسط یک دختر متفاوت
|