تقسیم حس های ترانه ای !
امشب ، از اونجایی که تا چند ساعت دیگه امتحان دارم و حسابی زده به سرم ، نشستم و دارم هی ترانه ای رو از "مارکو مازینی" گوش می دم : عاشق خواهی شد !
ترانه ای که من و سینیور یه عالمه بار گوشش دادیم و من یادمه چه قدر روم تاثیر گذار بود همون وختا ! دلم خواست شما هم گوشش بدین . متنشو نشستم ترجمه کردم به صورت ترجمه ی فوری ! یعنی همین جوری که گوش می دادمش ، صفحه ی بلاگفا رو باز کردم و هر چی شنیدم ترجمه کردم و همون موقع هم تایپ کردم . یه ترجمه ی صد در صد آن لاین ! واسه همین خیلی با دقت نیست ( برای منی که تو ترجمه خیلی حساس برخورد می کنم در واقع یه چیز فاجعه س ! ) روی یکی دو تا از جمله هاش هم شک دارم که فردا وقتی کارمن رو دیدم ازش می پرسم که معناشون رو برام یه کم توضیح بده . ولی به هر حال اون قدری نسبتن خوب تونستم ترجمه کنمش که بتونم اینجا بذارمش و شما بخونینش . امیدوارم خوشتون بیاد .
راستش به شددت دلم خواست حس امشبم رو از گوش دادن به این ترانه با شما تقسیم کنم . ببینین موفق شدم یا نه !!

ترانه رو از اینجا دانلود کنین :
http://www.mediafire.com/?ni2mj2nmvxt
البته این لینک کل آلبوم t'innamorerai هست . من لینک آهنگ تکی ش رو پیدا نکردم . اگه پیداش کنم خیلی زود اضافه ش می کنم . شما اگه اینترنتی دارین که سرعتش قابل تحمله ، کل آلبوم رو دانلود کنین و دومین ترانه رو گوش کنین !
اینم کلیپ این ترانه در یوتیوب :
http://www.youtube.com/watch?v=v9fyt5r3tpA
متن اصلی ترانه و ترجمه ی اون :
T'innamorerai, forse non di me,
starai ferma lì
e succederà da sé...da sé
Della libertà degli amici tuoi
te ne fregherai
quando t'innamorerai...vedrai
عاشق خواهی شد ، شاید نه عاشق من
همونجا می ایستی
و خودش اتفاق می افته ... سر خود
از آزادی ، از دوستات
خودتو دور می کنی
وقتی که عاشق بشی ... خواهی دید !
Sarà bello da guardare
come un poster di James Dean
sarà dolce la paura
sganciandosi i blue jeans
sarà grande come il mare
sarà forte come un Dio
sarà il primo vero amore
quello che non sono io
خیلی تماشایی خواهد بود
مثل دیدن پوستر جیمز دین
ترس دلنشینی داره
وقتی داری جین آبی ت رو در می آری
مثل دریا وسیع خواهد بود
مثل خدا قوی خواهد بود
اولین عشقت خواهد بود
اونی که من نیستم !
T'innamorerai di un bastardo che
ti dirà bugie
per portarti via da me...
Chi ti difenderà dal buio della notte
da questa vita che non dà
quel che promette
T'innamorerai lo so, certo non di me,
in profondità
che non sai di avere in te...in te
عاشق یه حرومزاده ای می شی
که بهت دروغ خواهد گفت
تا تو رو از من دور کنه
کی از تو در مقابل تاریکی شب مراقبت خواهد کرد ؟
در مقابل این زندگی که روی قول خودش نمی مونه ؟
عاشق کسی خواهی شد که می دونم ، مطمئنم که اون من نیستم
از ته دلت
از اعماق وجودت عاشق خواهی شد
Sarai sola contro tutti
perché io non ci sarò
quando piangi e lavi i piatti
e la vita dice no
un ritardo di sei giorni
che non sai se dirlo a lui
avrai voglia di pensarmi
tu che adesso non mi vuoi
در مقابل همه تنها خواهی شد
برای این که من دیگه پیشت نخواهم بود
وقتی داری گریه می کنی و ظرفا رو می شوری
وقتی زندگی بهت " نه " می گه
یک تاخیر شش روزه ( منظور تاخیر در پریود و احتمال بارداری ست )
و تو که نمی دونی اینو بهش بگی یا نه
دلت می خواد به من فکر کنی
تویی که منو نمی خوای !
T'innamorerai...di me
ma non sarò io...con te
T'innamorerai
quando sarà tardi ormai
E il cielo piangerà, gli mancherà una stella
vai con la tua felicità
sei troppo bella
T'innamorerai...T'innamorerai
T'innamorerai non di me ma t'innamorerai
عاشق من خواهی شد
ولی من با تو نخواهم بود
عاشق من خواهی شد
وقتی که دیگه خیلی دیره
و آسمان گریه خواهد کرد ، دلش برای ستاره ای تنگ می شه
برو با خوشبختی ت
چقدر زیبایی ...
عاشق خواهی شد ... عاشق خواهی شد ...
عاشق من نه ، ولی عاشق خواهی شد !
پی کفشدوزک نوشت : اجازه خانوم کفشدوزک جان ؟ اینی که الان ما اینجا گذاشتیم واسه پیشنهاد کفشدوزکی شما قابل قبوله ؟