تقدیم به کارمن ؛ دختری که هیچ گاه نپذیرفت ما ع ر ب نیستیم !
به نظر شما چن بار باید مراتب تنفر و انزجار خودتون از ع ر ب ها رو به اطلاع یه ایتالیایی احمق برسونین ، تا اون باور کنه که ایرانی ها با ع ر ب ها فرق دارن ؟
ما تو این خونه بیشتر انرژی مون صرف توضیح در مورد تفاوت های ما با ع ر ب ها می شه ؛ بلکم این اروپایی های بی سواد باورشون شه که ما با اونا فرق داریم . اما افسوس و صد و افسوس ... که نرود میخ آهنین در سنگ !
باور ندارین ؟ به نمونه های زیر که بعد از دو ماه هم خونه گی ما دو تا ایرانی با کارمن ایتالیایی گذشته ، بعد از دو ماه که هر روز یه کنفرانس در زمینه ی تفاوت های فاحش بین ما و جماعت سوسمار خور داشتیم ، و در حالی که کارمن تو خوابگاه قبلی هم یکی دو ماهی با یکی از دوستان ایرانی همسایه و رفیق بود ، پیش اومده ، توجه فرمایید :
1) کارمن با صورتی بشاش می آد تو آشپزخونه ، در حالی که کتاب آدام و رسوم ملل مختلف در دستشه .
کارمن خطاب به ما : می دونستین ع ر ب ها وقتی به هم می رسن و می خوان مراتب خوشحالی شون رو نشون بدن ، به صورت همدیگه تف می ندازن ؟
ما : هااااان ؟
کارمن : وا ؟ نمی دونستین ؟
من : اه کثافتا ! البته از کسانی که سوسمار یکی از غذاهای مورد علاقه شونه بعید نیست !
کارمن : ( قیافه ش شبیه یه آدم ناکامه ! )
می ره تو اتاق .
2) کارمن : دختر معمولی ! امشب با بچه ها تصمیم گرفتیم فیلم " ببر و برف " بنینی رو ببینیم . توش یه هنرپیشه ی ایرانی هست !
من : کی ؟
کارمن : ژان رنو !!
من : ولی ببخشید ! ژان رنو فرانسویه !
کارمن : خب منظورم اینه که نقش یه ایرانی رو بازی می کنه !
من : ( صورتم در هم می ره و به انتظار دیدن فیلم می شینم )
* ساعتی بعد در حال تماشای فیلم :
ژان رنو داره نقش یه شاعر عراقی رو بازی می کنه ! یه عالمه از صحنه های فیلم هم تو عراق و در جریان جنگ امریکا با عراق اتفاق می افته .
بهی : کارمن می دونستی ما چه قدر تو جنگ با این ع ر ب ها سختی و عذاب کشیدیم ؟
کارمن : ( لبخند می زنه ) !
3) کارمن : امیدوارم این امتحانمو قبول شم . واقعن باید به " الله " دعا کنم این دفه !
من : کارمن ! تو رو خدا بس کن ! الله کجا بود ؟ اینجا هیچ ع ر ب ی نداریم !
کارمن : مگه شما به dio ( ترجمه ی ایتالیایی خدا ) نمی گین الله ؟
من : نه عزیزم ! ما بهش می گیم خدا !
کارمن : آهان پس باید به " خدا " دعا کنم !!
** نکته ی مهم اینه که ایشون بعد از این تذکر بازم چند بار دیگه جلوی ما گفتن که باید به الله دعا کنن !
4) و اما این آخرین شاهکار ایتالیایی عزیز ماست :
ایشون مدتی پیش این فیلم رو به ما معرفی کردن و گفتن یه فیلم طنزه راجع به ایتالیایی های جنوبی و یکی شون که عاشق یه ایرانی می شه ! دیروز که کارمن رفته بود به ولایتشون ، ما نشستیم به دیدن این فیلم ! دیدیم ای دل غافل ! فیلم با یه سری صحنه های تروریستی شروع می شه و هی هم ع ر ب ی صحبت می کنن این جماعت تروریست ! نگو این دختر خانوم که ایتالیاییه عاشقش می شه ، ع ر ب هستن نه ایرانی !
من هم که خیلی شاکی شده بودم ، بقیه ی فیلم رو ندیدیم و به کارمن اس ام اس دادم : حالا که رفتی تعطیلات ، تو فرصتی که داری اطلاعات خودتو راجع به تفاوت های بین ایرانی ها و ا ع ر ا ب بالا ببر ! دفعه ی دیگه من می گردم یه کولی پیدا می کنم که توی یه فیلم بازی کرده باشه و بهت می گم بری ببینی چون توش یه ایتالیایی بازی کرده ها !
* نکته ی این فیلم اینه که اسم دختره فرح هست . من نمی دونم فرح مگه اسم ع ر ب یه ؟
پی نوشت : چند وقت پیش هم فیلم yes man با بازی جیم کری رو می دیدم ، دیدم یه نقش دختر ایرانی توش هست به نام فرانک که جیم کری می ره باهاش آشنا شه . حالا شما تصور کن تو آمریکا ، یه دختر ایرانی که قیافه ش به شدت سبزه هست و خیلی شبیه ع ر ب هاست ، لباس کاملن پوشیده داره و روسری رو همچین دو سه دور و در جهات مختلف دور سرش پیچیده تا مبادا یک مولکول از سر و گردنش بزنه بیرون ! من می خوام بدونم کی می ره آمریکا این طور لباس بپوشه ؟ ینی کسی که خودشو کشته تا ویزا و اقامت آمریکا بگیره ! حالا تو اروپا چون اقامت راحت تره و نزدیک تره ، تک و توک پیش می آد این طوری . ولی آمریکا ...
این دیگه به خدا به کارمن ربط نداشت !