پی نوشت هایی در حوالی روزها
خب دوستان عزیز امروز هم با چند تا پی نوشت در خدمتتونم !
پی مخصوص دوستان بی جنبه نوشت : می بینم که همه تون بی جنبه هستین و سریع واسه ما داستان سر هم کردین ! عجب شیکری خوردیم این ماجرای بیرون رفتنمون با پسر خوب رو تعریف کردیما ! بابا جان من ! من فقط یه قرار نوشیدنی معمولی داشتم با این آدم ! اونم در حضور شخص ثالث !
دهه ! حالا بیا و درستش کن !
پی تذکر نوشت : این مرررررررررررردا ! در پاره ای قضایا عین همه ن ! ربطی به مللیت و اینا نداره ! نصفه شبی که پسر عزیز منو رسونده خونه ، می گه : باهات پیاده می شم ، مطمئن می شم رفتی تو در رو بستی اون وقت برمی گردم می رم با ماشین ! ینی چییییییییی ؟ می ترسید یه دفه یه هیولایی گرگی دزدی چیزی پیدا شه منو بزنه زیر بغلش ببره ؟ اونم تو روشنایی لامپ جلوی در ورودی ؟!!
استغفرالله از این جماعت سیبیل !
پی خودم نوشت : چه قدر این روزا همه رو گول می زنی ؟ چه قدر الکی ادای خوش گذرونی در بیاری ، خودت نفهمی ؟ چه قدر این وبلاگو گول می زنی ؟
ده لامصصصصصصصب ! چرا نمی گی دلت براش تنگ شده ؟ چرا نمی گی نصفه شبا شماره تو مخفی می کنی زنگ می زنی بهش ( و می دونی که جواب نمی ده ) تا با خیال این که اون ور خط ، این گوشی اونه که داره زنگ می خوره آروم شی ؟! چرا نمی گی هر وسیله ای که استفاده می کنی ( از موبایل و رژ لب و کیف و شلوار و کاسه بشقاب و کوفت و زهرمار ) رو یا اون برات خریده یا ازش باهاش خاطره داری ؟ چرا نمی گی شبایی که ماریا نیست و رفته دیسکو ، جون به لبت می آد و خودتو به در و دیوار می کوبی ؟ فقط این شبا ، چون کسی تو اتاق نیس که ببینتت و تو با خیال راحت دیوونه می شی ! چرا نمی گی از تنهایی می ترسی ؟ از این که تنها باشی و تا ببینی کسی نیس ، اشکاتو جاری کنی ؟
ده لامصصصصصصصصصصصصصصصب ! حرف بزن دیوونه ! قاتی می کنی یه وختی ها !
پی هم اتاقی نوشت : من نمی فهمم چی جوری یه نفر می تونه پنج شب پشت هم بره دیسکو و تا صب برقصه ! این اسپانیایی ها واقعن خجسته هستن !!
پی زبان داغون بعضیا نوشت : من نمی فهمم تو که زبان بلد نیستی ، مجبوری ؟ این پسر خوب نشسته تو هواپیما از دختر بغل دستی ش پرسیده چند تا لغت فارسی بهش یاد بده . دختره هم این سه تا رو یاد داده :
buongiorno ---------> روز به خیر
buonasera ---------> شب به خیر
mi scusi -------------> ببخشید
خوب ! در مورد آخری بحثی نیس و معنی ش همین می شه . ولی در مورد اولی و دومی : بابام جان ! اینجا بونجورنو ، هم معنی روز به خیر می ده و هم معنی سلام علیک مودبانه . ینی وقتی کسی رو نمی شناسی یا باهاش رودربایستی داری بهش به جای ciao که سلام خودمونیه می گی بونجورنو . مثل های و هلو اینگیلیسی . حالا این خانوم برگشته به این پسر خوب بونجورنو رو گفته روز به خیر ! آخه تو ایران چند نفر وفتی به هم می رسن به جای سلام می گن روز به خیر آخه ؟!!
بعدشم ، بونا سرا هم در واقع ینی عصر به خیر که از دم دمای غروب ( یا شایدم بعد از ظهر ، بستگی داره ) به هم می گن ، تا حوالی نصفه شب که دیگه می خوان برن لالا ! ینی اون موقع به جای بونجورنو می گن بوناسرا . یه جورایی همون " وقت به خیر " خودمون می شه کاربردش . اون وقت وقتی می خوان برن لالا ، به هم می گن buonanotte که ینی شب به خیر . خدایی تو ایران ، کی ساعت مثلن هشت و نه شب به طرفش می گه : شب به خیر ! چه خبرا ؟!
بابام جان ! حالا من اینو چی جوری درست کنم ؟ وقتی به جای بونانوته بهش می گم شب به خیر ، دوساعت باید توضیح می دادم که شب به خیر که تا حالا بوناسرا بود ، چی شد یه دفه شد بونانوته !
دهه !
البته جسارت شد ، امیدوارم اگه اشتباه توضیح داده باشم ، کارینا نازی اصلاحش کنه !
پی یه آدم بی شعور نوشت 2 : دوستان عزیز ! من بالاخره درک کردم اینایی که می گن خواهرشوهر مادرشوهرشون هی به جونشون کرم می ریزه ، چیییییییییییی می گن ! من با این که خودم خواهرشوهر هستم و مامانم مادرشوهر ، تا حالا از این کارا نکردیم که بدونیم چی جوریاس ! البته نه این که الان کسی خواهرشوهر مادرشوهر من باشه و بهم کرم بریزه ها ! نههههههههه ! ولی یه نفری که شماها می شناسینش ، یه کرمایی می ریزه تو این خونه ی ما ، که من از الان دارم به حال اون دختری که در آینده های دور می خواد بشه عروس این خانوم ، می سوزه !
ینی بعضیا خووووووووووووب بلدن ها !
همینا فعلن ! اگه تو این چن ساعت چیز دیگه ای یادم اومد اضافه می کنم ! فعلن برین بازی تونو بکنین !