و زندگی سخت تر هم می شود ...

سختی را پایانی نیس !

و من همچنان می خندم . می خندم به روح هر چی سختی و فشار زندگیه !

خدایا !

حالا به من هم بینش ندادی ، ندادی ! گور بابای بینش اصلن !

به اطرافیانم بینش بده . مگه منو این قدر تبدیل به یه آدم طفلکی نکنن !

ادامه ی نیایش :

خدایا از تو ممنونم به خاطر این که بهم " دست " دادی ! که بتونم باهاش اثاث کشی کنم و دیگه ریخت این سه تا عوضی رو نبینم :((


پی خوشحال نوشت : دارم می رم رُم فردا . امیدوارم کللی خوش بگذرونم و ریلکس کنم ... هم دوست جونم رو بعد از یک سال ببینم ، هم معلم زبان ایتالیایی م رو بعد از سه سال و خورده ای :)

پی توضیح نوشت : توضیح نداره ! دارم خوابگاهم رو عوض می کنم . می رم یه خوابگاه نزدیک دانشگاه که از اونجا ده دقیقه هم پیاده راه نیست تا دانشگاه . این حس چه قد خوبه که نزدیکه رو آیدا جونم فکر کنم خیلی خوب درک می کنه !! :))

خدایا ! این دومین باره که امسال خوابگاه عوض می کنم ! اونم نزدیک امتحانا ! تو روح هر چی آدم بی شعور عوضی گهه !

پی معرفی موسیقی و اینا : اما شاپلین emma shapplin گوش دادین تا حالا ؟ اگه گوش ندادین ، که خب بهتون پیشنهاد می کنم حتمن آلبوم هاش رو پیدا کنین و گوش بدین . اگه گوش دادین هم که این La notte etterna ( شب جاودانه ) ش رو دوباره گوش بدین که به نظر من معرکه س !

اینو می گم :

http://www.youtube.com/watch?v=hVKh_LcqzLU


پی عکس :