دعای دل شکسته هم می گیره به امید خدا
از ظهر که اون حرفا رو تو فیس بوک خونده م ، نشسته م دارم به این فکر می کنم که ینی من واقعن این قدر آدم بی شعور بد دهن گهی هستم که " کاف " می گه ؟ ینی اینی که می گه من پشت سر دوستای صمیمی م صفحه گذاشتم ، چی بوده که خودمم خبر ندارم ؟ ینی پشت سر دوستای " صمیمی " م ( که البته اونایی که اسمشونو برد اصن دوستای صمیمی من نبودن ) چی گفته م که خودم خبر ندارم ؟
نشستم به این فکر می کنم که آخه یه آدم چه قدر می تونه بی شعور باشه که حرفای خصوصی ش رو بیاد رو صفحه ی یکی دیگه برای تو بنویسه ؟ حرفای زشتی که فقط از یه ذهن بیمار ، و یه ذهن بیمار دیگه ( ینی سینیور ) که کنارش نشسته و داره بهش اینا رو دیکته می کنه در می آد ! جمله های مزخرفی که منی که یک سال تمام و حتا بیشتر با سینیور زندگی کردم ، خوب می دونم صاحب اصلی شون کیه . جمله هایی که بدون پس و پیش شدن اجزاش بارها از دهن سینیور شنیده بودم . از دهن آدمی که به شددت دوستش داشتم و به شددت دچار عدم تعادل روحی بود !
از دو ماه پیش که برگشتم و متوجه ماجرا شدم ، از دو ماه پیش که برگشتم و دیدم سینیور همه جا می ره می گه من با دختر معمولی هیچ رابطه ای نداشتم و ایشون توهم زده بود ، و همه جا " کاف " رو به عنوان نامزدش معرفی می کرد ، فقط یه بار کاف رو دیدم و اونم برای این که این ماجرای توهم رو براش توضیح بدم و بهش بگم که خیالش از بابت من تخت باشه ، چون خیانتی که سینیور بهم کرده و زخمی که بهم زده ، اون قدر عمیقه که عمرن دیگه برگردم پیشش . و بهش بگم که بدونه که منی که توهم زده بودم ، خونه زندگی م یه سال در خونه ی سینیور بود ( با این که خوابگاه داشتم و پول خوابگاه هم می دادم ؛ تا منتی از بابت اقامت در خونه ی سینیور رو سرم نباشه و موقع قهر و قهر کشی بتونم برم خوابگاه ) فقط همون یه بار بود و بس . دیگه نه با کاف تماسی داشتم نه با سینیور .
حالا اما یه هفته ای می شه که خانوم کاف فیس بوک زده ن و فعالیت شدیدی در فیس بوک دارن از قبیل گذاشتن عکس هاش با سینیور و خانواده ی سینیور ( که من یه آلبوم کامل از این سری عکس ها در کامپیوترم دارم با این که خیلیاشو وقتی نبودم سینیور پاک کرده بود و هیچ وقت فکر نکردم جالبه که این عکسا رو بذارم رو فیس بوک ) ، گذاشتن عکس های سفر بارسلونا ، نیش و کنایه زدن به من در صفحه ی دوست مشترکمون و این آخری ، نوشتن بدترین تهمت ها و حرف های زشت به من در قالب کامنتی در صفحه ی همون دوست مشترک . با این که من دیشب بهش اس ام اس داده بودم و خواسته بودم که حرفاشو به خود من بگه و فیس بوک یکی دیگه جای این حرفا نیس ، امروز لحنشو شدیدتر کرد ! حالا الان که رفتم دیدم همه ی کامنت هاش ( یعنی کنایه ها و اهانت هاش به من ) پاک شده . نمی دونم خودش پاک کرده یا همون دوست مشترک !
نمی دونم این آدم این قدر احمقه که هنوزم فکر می کنه من توهم زده بودم و به سینیور اعتماد کامل داره ، یا این قدر عوضیه که فهمیده من توهم نزده بودم ، ولی چون جاش تو خونه ی سینیور گرم و نرمه ، نمی خواد سال اولی که اومده ایتالیا ، این حامی گرانقدر رو از دست بده ، و حالا به هر ترفندی متوسل می شه برای چسبوندن خودش به سینیور و خراب کردن من پیش همه !
هر چی هست ، از خدا می خوام خوب شه ! من دعا می کنم برای شفای عاجل سینیور و کاف ! امیدوارم در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی کنن . شاید از این بابت ، دیگه با من کاری نداشته باشن و دل منو بیشتر از این نشکونن !
پی نوشت : این " سمن بویان " شجریان اااااااااااااایییییییییییییی حالی می ده امروز !!
لینک یوتیوب : http://www.youtube.com/watch?v=mVm_-gpzyUA
لینک دانلود : http://keepvid.com/?url=http://www.youtube.com/watch?v=mVm_-gpzyUA
پی نوشت 2 : می دونم منتظر سفرنامه و خبرهای اثاث کشی بودین ، ولی این حال این روزای منه . مجبورم حالمو بنویسم ! مجبورم ، می فهمی ؟! دو تقطه دی !
پی بعدن نوشت : مثل این که بهش خیلی داره مززه می ده ! هر یکی دو ساعت یه بار می آد یه سری درفشانی های جدید اضافه می کنه ! هر چی بیشتر می نویسه ، بیشتر مطمئن می شم که کللن همه شو خود سینیور داره تایپ می کنه !
من که خنده م گرفته و این کاراش مایه ی تفریحم شده ! راستشو بخواین وقت و انرژی واسه حرص خوردن ندارم دیگه ! جالبش هم اینجاس که همون دوست مشترک هم داره تو این ماجرا همراهی ش می کنه و هی براش لایک می زنه !
خب تفریح دیگه ای ندارن لابد طفلکا !